وضعیت زرد

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    آرشیو مطالب

    برچسب ها

    امیر هاتفی نیا| تا چشم کار می کند، «ویرانی» است؛ ویرانیِ خانه ها و آدم ها. ساختمان ها پایین آمده و مردم قد خم کرده اند. اهالی زلزله زده، انگار از یک جنگ طولانی مدت بازگشته اند، دست هایشان خالی است، به سختی قدم بر می دارند؛ چشم شان به جاده است و گوششان به صدای ماشین ها. 30روز از زلزله می گذرد و هنوز زخم هایشان تازه است؛ زخم ها بر دیوار، زخم ها بر زمین، زخم ها بر درخت و کوه و....
    سردرگم مانده ایم
    «زلزله که آمد، برق ها رفت. پدرم سکته کرد و سمت راستش فلج شد.» اسمش «لقمان گلشن تنها» است؛ عضو شورای روستای الیاسی محمودنادر. «5تا فوتی داشتیم. اولین ارگانی که به دادمان رسید ارتش بود که چادرهای هلال را آورد.» یک ماه از زلزله گذشته اما خانه ها را هنوز آواربرداری نکرده اند. خودِ اهالی روستا هم دست به خانه ها نمی زنند، چون به آنها گفته اند برای اختصاص وام باید مطمئن شوند که خانه ها را زلزله ویران کرده است! یک گروه جهادی در روستا آشپزی می کند. خانه ها غیر قابل سکونتند و اهالی به امید کانکس مشغول زیرسازی اند. لقمان حرف می زند: «ما برای کانکس ها سردرگم مانده ایم. تکلیف کمک بلاعوض مشخص نیست. ساندویچ پنل به درد من نمی خورد. محکم تر از چادر نیست. ما پا در هوا مانده ایم. دغدغه ما مسکن موقت و دایم است. برای مسکن موقت گیر کرده ایم. برای اسکان دایم هم بنیاد مسکن هیچ همکاری ای بعد از گذشت یک ماه از زلزله نمی کند. مانده ایم و نمی دانیم چه کار کنیم. پول را بدهید خودمان می سازیم. اگر خانه ها را سازمانی درست کنند، بافت روستا عوض می شود. اگر بافت بومی روستا عوض شود، خیلی ها این جا نمی مانند. یک ماه از زلزله گذشته اما فقط یک بار از طرف بنیاد مسکن ...

    اخبار پیشنهادی:

    نویسنده : موزیک دان بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 11:36
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها