خرید بک لینک

قسمت اول تا آخر 1 ترکیه ای روزگارانی در 1

سریال ترکی 1 در چکوروا با نام ” زمانی در چوکوروا ” نیز در ایران و با نام های Tierra amarga, Once Upon a Time in Cukurova در ترکیه شناخته می شود. این مجموعه محصول سال ۲۰۱۸ می باشد. سریال ترکی زندگی در چکوروا به کارگردانی Murat Saracoglu و Faruk Teber در ژانر درام رمانتیک است. Vahide Perçin, Murat Ünalmış, Uğur Güneş, Hilal Altınbilek, Bülent Polat, Sibel Taşçıoğlu, Turgay Aydın, Selin Yeninci, Selin Genç, Polen Emre, Mehmet Kara و Serpil Tamur از بازیگران اصلی این سریال می باشند. با ما همراه باشید.برای خواندن قسمت های 1 تا 254 این سریال پرطرفدار می توانید به بخش اول 1 1 قسمت اول تا آخر آن مراجعه کنید.

قسمت اول تا آخر سریال ترکیه ای روزگارانی در چکوروا

بخش اول خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکیه ای روزگارانی در چکوروا

خلاصه داستان سریال ترکی روزگاری در چکوروا

داستان این سریال به این شکل است که در حدود سال های ۱۹۷۰ میلادی در استانبول دو جوون که خودشون رو برای ازدواج حاضر میکردن با اتفاقی مواجه میشن که اصلا انتظارش رو نداشتن. ییلماز بخاطر زلیخا دست به قتل میزنه و مجبور به فرار میشه و زلیخا هم اونو تنها نمیذاره. دست تقدیر این دو رو به چوکوروا میکشونه. این دو جوون که با وجود تمام مشکلات مصمم بودن همچنان عاشق هم باشن ولی بعد از آشنایی با خانواده ی یامان که ارباب چوکوروا و صاحب مزارعی که ییلماز و زلیخا در اون کار میکردن بودن، همه چیز تا ابد عوض میشه.
این داستان داستان زندگی ییلمازی است که بخاطر عشقش قاتل شدن رو به جون میخره و داستان زلیخایی که بخاطر عشقش خودش رو مجبور به ازدواجی میکنه که نمیخواد و از طرفی داستان مادر ارباب “هونکار یامان” که برای حفظ گذشته ی پر زرق و برق و همچینین تنها پسرش میجنگه و اربابی که چنان عاشق زلیخا میشه که حتی حاضره برای بدست آوردن عشقش اونو اسیر کنه…


[caption id="attachment_204405" align="aligncenter" width="731"]قسمت ۴۳۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۳۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 433 سریال روزگارانی در چکوروا

مهمت پیش کارگرها سر زمین رفته و بهشون میگه شما کارتون خیلی سخته باید به خودتون برسین، درست تقویت بشین.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_204406" align="aligncenter" width="826"]قسمت ۴۳۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۳۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 432 سریال روزگارانی در چکوروا

وهاب به رستورانی که مهمت و زلیخا رفتن می رود. او تصمیم گرفته که اونجا مهمت را با اسلحه بکشد. وقتی آنها از رستوران بیرون میان وهاب به سمت مهمت نشونه میگیره و.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_204320" align="aligncenter" width="640"]قسمت ۴۳۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۳۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 431 سریال روزگارانی در چکوروا

لطفیه بعد از دیدن عکس فکرت و بتول در روزنامه حسابی جا میخوره و حالش بد میشه و با حال پریشان به خانه باغ می رود.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_204188" align="aligncenter" width="821"]قسمت ۴۳۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۳۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 430 سریال روزگارانی در چکوروا

فادیک که از آن جایی که ارزش زمین هایشان چند برابر شده و به اصطلاح پولدار شدند دیگه دست و دلش به کار کردن نمیره و همش از کار کردن میناله .... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_204142" align="aligncenter" width="821"]قسمت ۴۲۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۲۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 429 سریال روزگارانی در چکوروا

عبدالقدیر به برادرش و هاب گفته به چوکوروا بیاد تا دست تنها نباشه وهاب به گاراژ میره و به حسین یکی از تعمیرگر های گاراژ میگه که.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_203965" align="aligncenter" width="821"]قسمت ۴۲۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۲۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 428 سریال روزگارانی در چکوروا

فکرت تو مسیر رفتن به مرسین از بتول می پرسه چه جوری به ذهنت رسید که همچین کاری کنی؟ بتول بهش میگه به خاطر زلیخا شد؟.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_203870" align="aligncenter" width="740"]قسمت ۴۲۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۲۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 427 سریال روزگارانی در چکوروا

غفور وقتی میشنوه که زمین هایی که گرفته با راشد مجوز ساخت و ساز گرفته و قرار مبلغش چهار برابر بشه حسابی خوشحال میشه و.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_203677" align="aligncenter" width="750"]قسمت ۴۲۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۲۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 426 سریال روزگارانی در چکوروا

بعد از رفتن مهمان ها گلتن برای زلیخا مقداری غذا میاره زلیخا بهش میگه من میل ندارم اما گلتن بهش میگه تو از صبح که هیچی نخوردی.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_203573" align="aligncenter" width="385"]قسمت ۴۲۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۲۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 425 سریال روزگارانی در چکوروا

فکرت که میفهمه زلیخا ۲۰ درصد از سهام را به مهمت داده عصبانی میشه و بهش میگه راه حلی که به ذهنت رسیده بود همین بود؟.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۴۲۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت 424 سریال روزگارانی در چکوروا

عزیز خانم نمیخوابه و مدام به فادیک میگه عبدی پاشا بهم گفته میاد تا باهم یه قهوه بخوریم فادیک مونده و نمیدونه باید چی بگه.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_203368" align="aligncenter" width="500"]قسمت ۴۲۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۲۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 423 سریال روزگارانی در چکوروا

عبدالقدیر وقتی میفهمه اثر انگشت زلیخا روی اسلحه نبوده تعجب میکنه که مهمت همون لحظه به گاراژ میره و برایش دست میزند و بهش میگه.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_203179" align="aligncenter" width="1080"]قسمت ۴۲۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۲۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 422 سریال روزگارانی در چکوروا

زلیخا که استرس داره با خودش میگه ایندفعه دیگه کارم تمومه. لطفیه میگه اروم باش فکرت میگه نمیوفتی زندان بچه هاتو برمیداری میری آلمان.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_203072" align="aligncenter" width="800"]قسمت ۴۲۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۲۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 421 سریال روزگارانی در چکوروا

بتول به شرمین میگه برو با لطفیه خانم حرف بزن تا فکرت را تحت فشار بزاره که زودتر بیاد و مراسم ازدواج را برگزار کنن.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_203014" align="aligncenter" width="1600"]قسمت ۴۲۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۲۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 420 سریال روزگارانی در چکوروا

اسکندر سر قبر دخترش امت قهرمان میرود و باهاش درد و دل می کند. اسکندر ازش معذرت خواهی می کند و بهش میگه ببخشید.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_202755" align="aligncenter" width="1000"]قسمت ۴۱۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۱۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 419 سریال روزگارانی در چکوروا

مهمت تو گاراژ با عبدالقدیر مشغول کار هستند که یکدفعه نوچه عبدالقدیر میاد و به مهمت میگه زلیخا در بیمارستان بود مهمت جا میخوره و میگه بیمارستان برای چی؟.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_202659" align="aligncenter" width="650"]قسمت ۴۱۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۱۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 418 سریال روزگارانی در چکوروا

وقتی فکرت زلیخا و مهمت را در حال رقص با هم دیگه میبینه حسابی عصبانی میشه و میخواد مجلس را ترک کند اما لطفیه جلوشو میگیره و نمیزاره... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_202573" align="aligncenter" width="600"]قسمت ۴۱۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۱۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 417 سریال روزگارانی در چکوروا

خبری که زلیخا درباره دادخواست طلاق تو روزنامه چاپ کرده بود در کل چوکورا مثل بمب سر و صدا کرده. زلیخا به شرکت میره تا ببینه برگه بیمه نامه پیدا شده یا نه... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_202463" align="aligncenter" width="608"]قسمت ۴۱۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۱۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 416 سریال روزگارانی در چکوروا

زلیخا با بتول و مهمت یه جلسه میزاره و اونجا بهشون میگه اعتبار شرکتمون تو خطره بدقولی تو تحویل اجناس خیلی بده و... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_202390" align="aligncenter" width="400"]قسمت ۴۱۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۱۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 415 سریال روزگارانی در چکوروا

زلیخا وقتی ماجرارو میفهمه ناراحت میشه و هولیا میخواد از اونجا بره که زلیخا جلویش را میگیرد و جلوی پای هولیا که در حال گریه کردنه مینشیند و... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_202251" align="aligncenter" width="740"]قسمت ۴۱۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۱۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 414 سریال روزگارانی در چکوروا

همگی در عمارت نگران شدهاند که عزیز خانم و عدنان کجا رفتن! همون لحظه می بینند که عزیز خانم با یک تاکسی وارد عمارت میشود همگی به سمتش میروند تا ببینن عدنان کجاست؟!..... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_202129" align="aligncenter" width="400"]قسمت ۴۱۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۱۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 413 سریال روزگارانی در چکوروا

زلیخا در طول مسیر به ازمیر با مهمت کارا روبرو میشود مهمت ازش میپرسه که به کجا داره میره و زلیخا براش تعریف میکند که..... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_202020" align="aligncenter" width="695"]قسمت ۴۱۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۱۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 412 سریال روزگارانی در چکوروا

همان زنی که به تازگی سر و کله اش پیدا شده بود با یک نفر دیگه به عمارت یامان ها میاد و به زلیخا یه نامه نشون میده و میگه اومدم تورو با شوهرت آشنا کنم.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_201897" align="aligncenter" width="821"]قسمت ۴۱۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۱۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 411 سریال روزگارانی در چکوروا

غفور و راشد سر میز شام نشستند و درباره زمینهایی که خریدن صحبت می کنند. راشد از غفور میپرسه با زمین هایی که خریدی میخوای چیکار کنی؟.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_201769" align="aligncenter" width="821"]قسمت ۴۱۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۱۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 410 سریال روزگارانی در چکوروا

بتول با دستمال لکه روی پیرهن فکرت را پاک می کند و به چشمای همدیگه خیره میشن سپس همدیگه را می بوسند.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_201594" align="aligncenter" width="820"]قسمت ۴۰۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۰۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 409 سریال روزگارانی در چکوروا

لطفیه به اتاق کرمعلی میره و لباس هایش را جمع میکند زلیخا وقتی به اونجا میره و ساک لباسها رو میبینه میپرسه ماجرا چیه؟..... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۴۰۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت 408 سریال روزگارانی در چکوروا

شرمین به فسون میگه شربت ریحون درست کنه شرمین ببره برای لطفیه خانم تا بتواند دلش را به دست بیاورد..... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۴۰۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت 407 سریال روزگارانی در چکوروا

مراسم ختم علی رحمت تکین شروع میشه و شروع به سخنرانی می کنه و میگه عمویم حکم پدرم را داشت برایم پدری کرد نه تنها فقط.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_201128" align="aligncenter" width="750"]قسمت ۴۰۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۰۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 406 سریال روزگارانی در چکوروا

غفور و راشد که حسابی شوکه شدن به سرعت به سمت عمارت میرن و تو حیاط عمارت بلند بلند ثانیه را صدا میزنن.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_200863" align="aligncenter" width="821"]قسمت ۴۰۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۰۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 405 سریال روزگارانی در چکوروا

روز مراسم ختنه سرون ثانیه، راشد را به دنبال غفور می فرستد تا پیشش برای کمک بره. راشد وقتی میره به خانه شان میبینه.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_200731" align="aligncenter" width="800"]قسمت ۴۰۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۰۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 404 سریال روزگارانی در چکوروا

ثانیه به لطفیه خانم میگه خدا ازت راضی باشه داری به خانم ارباب کمک می کنی لطفیه میگه من که کاری نمی کنم.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

 

قسمت ۴۰۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت 403 سریال روزگارانی در چکوروا

همه تو حیاط عمارت جمع شده بودن که همان موقع پستچی یه بسته برای زلیخا می آورد، فکرت بسته را میگیره.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_200529" align="aligncenter" width="1200"]قسمت ۴۰۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۰۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 402 سریال روزگارانی در چکوروا

شب تکین به کلوب میره تا ببینه همه چیز اماده ست یا نه، فکرت پیشش میره و میگه عموجان خیلی واجب بود؟..... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_200428" align="aligncenter" width="750"]قسمت ۴۰۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۰۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 401 سریال روزگارانی در چکوروا

غفور به عمارت برمیگرده و میره پیش ثانیه. ثانیه با دیدن عفور و شنیدن قربون صدقه هاش بهش میگه عفور برو پی کارت کلی کار دارم...... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_200149" align="aligncenter" width="821"]قسمت ۴۰۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۴۰۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 400 سریال روزگارانی در چکوروا

همزمان با رفتن مهمت کارا فکرت وارد عمارت میشه. فکرت از زلیخا میپرسه این کی بود؟ مهمت کارا؟ زلیخا تایید میکنه و میگه...... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_199983" align="aligncenter" width="1024"]قسمت ۳۹۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۹۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 399 سریال روزگارانی در چکوروا

بتول با دیدن مهمت کارا میگه من فکر میکردم کسی که سهامو خریده هاکان بوده، زلیخا میگه نه اشتباه میکردیم و راهنماییشون میکنه به اتاق دمیر...... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_199866" align="aligncenter" width="750"]قسمت ۳۹۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۹۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 398 سریال روزگارانی در چکوروا

همگی از خبری که شنیدن درباره جومالی حسابی شوکه شدن. اوزوم گریه میکنه که غفور پیشش میره و ازش میپرسه دخترم چیشده؟...... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_199835" align="aligncenter" width="620"]قسمت ۳۹۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۹۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 397 سریال روزگارانی در چکوروا

زلیخا اعلامیه ای چاپ کرده برای پیدا کردن دمیر و سرتاسر چکوروا پخش کرده. زلیخا تو بازار است و هاکان از دور حواسش بهش هست...... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_199803" align="aligncenter" width="731"]قسمت ۳۹۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۹۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 396 سریال روزگارانی در چکوروا

صبح زود فکرت و تکین و زلیخا باهم مینشینند و درباره اینکه کی عدنانو دزدیده حرف میزنن..... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_199543" align="aligncenter" width="1200"]قسمت ۳۹۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۹۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 395 سریال روزگارانی در چکوروا

تکین از فکرت میپرسه امنیت عمارت دمیر را بالا بردی؟ فکرت تایید میکنه و میگه بله عموجان افراد خودنونم گفتم برن اونجا.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_199295" align="aligncenter" width="800"]قسمت ۳۹۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۹۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 394 سریال روزگارانی در چکوروا

فکرت به عمارت میاد و به زلیخا ماجرای هاکان کوموش اوغلو را میگه، لطفیه به زلیخا میگه شما فکر میکردین خرید سهام شرکت کار فکرت بوده احتمال داره.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_199145" align="aligncenter" width="2400"]قسمت ۳۹۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۹۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 393 سریال روزگارانی در چکوروا

در عمارت غوغایی به پا شده و هرکسی به یک طرف می دود و متوجه می شوند که اوزون تیر خورده و روی زمین افتاده.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_198998" align="aligncenter" width="440"]قسمت ۳۹۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۹۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 392 سریال روزگارانی در چکوروا

وقتی دمیر و فکرت به عمارت می رسند، زلیخا به سرعت به سمتشان می رود تا ببیند خبری از لیلا شده یا نه ولی.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_198893" align="aligncenter" width="1800"]قسمت ۳۹۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۹۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 391 سریال روزگارانی در چکوروا

دمیر و بتول به طرف شرکت میرن و دمیر به منشیش میگه تمام پرسنل را جمع کند تا بتول را معرفی کند به همه... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_198737" align="aligncenter" width="616"]قسمت ۳۹۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۹۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 390 سریال روزگارانی در چکوروا

زلیخا با وجود امیت نمیتونه تحمل کنه و میگه من از اینجا میرم دمیر سعی میکنه جلوشو بگیره و بهش میگه چاره ای نداریم... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_198575" align="aligncenter" width="1200"]قسمت ۳۸۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۸۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 389 سریال روزگارانی در چکوروا

گلتن به دیدن چتین تو بازداشتگاه می رود و با دیدنش گریه می کند و ازش میرسه چجوری این اتفاق افتاد؟... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_198482" align="aligncenter" width="750"]قسمت ۳۸۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۸۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 388 سریال روزگارانی در چکوروا

بتول سر میز از خودش و کار وکالتش توی پاریس برای دمیر و زلیخا تعریف میکنه و موفق میشه بالاخره تو شرکت دمیر یامان به عنوان وکیل شروع به کار بشه.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_198399" align="aligncenter" width="650"]قسمت ۳۸۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۸۷ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 387 سریال روزگارانی در چکوروا

غفور و ثانیه وقتی این حرف اوزوم را میشنوند شوکه میشن. زلیخا به دمیر میگه تو برو به سودا برسی من با غفور جومالی میبرم بیمارستان.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_198249" align="aligncenter" width="400"]قسمت ۳۸۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۸۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 386 سریال روزگارانی در چکوروا

فکرت با امید تو ایستگاه قطار قرار میزاره تا برایش پول و ماشین ببرد که بتواند از چکوروا بره. فکرت از دفترش خارج میشه و..... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_198098" align="aligncenter" width="696"]قسمت ۳۸۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۸۵ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 385 سریال روزگارانی در چکوروا

سودا وقتی اسم فاطمه را از دهن دمیر میشنوه تعجب میکنه و ترس کل وجودش را فرا میگیره..... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_197855" align="aligncenter" width="385"]قسمت ۳۸۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۸۴ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 384 سریال روزگارانی در چکوروا

تکین امید را به داخل خانه همراهی میگند و لطفیه با خوشرویی باهاش رفتار و ازش پذیرایی میکند.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۸۳ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت 383 سریال روزگارانی در چکوروا

بعد از خوردن صبحانه، دمیر میره تا با امید حرف بزنه. دمیر با امید خیلی آروم صبحت میکنه تا بتواند متقاعدش کند تا.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_197729" align="aligncenter" width="650"]قسمت ۳۸۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۸۲ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 382 سریال روزگارانی در چکوروا

سودا به خانه میرسد ولی چیزی از دیدارش با امید به زلیخا نمیگه و بهش میگه پیداش نکردم نبود.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

قسمت ۳۸۱ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت 381 سریال روزگارانی در چکوروا

زلیخا وقتی خبر بارداری امید را میشنوه حسابی بهم میریزه و شوکه میشه ولی چیزی بروز نمیده و کنترل میکنه خودشو و.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_197535" align="aligncenter" width="620"]قسمت ۳۸۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا قسمت ۳۸۰ سریال ترکی روزگاری در چکوروا[/caption]

قسمت 380 سریال روزگارانی در چکوروا

شرمین به طرف عمارت دمیر می رود و با عجله میگه دمیر من به بتول یه زنگ بزنم نگرانش شدم که یکدفعه میبینه بتول اونجاست.... برای خواندن ادامه داستان به لینک بالا مراجعه کنید

[caption id="attachment_197534" align="aligncenter" width="731"]

برچسب: نویسنده: موزیک دان تاريخ: پنجشنبه 14 بهمن 1400 ساعت: 13:04

صفحه بندی

خبرنامه