بار آخر با هلیکوپتر به شیراز آمد و رفته بود در جهاد شیراز و شب را آنجا خوابیده بود. وقتی پرسیده بودند: «امشب که شیراز هستی چرا به خانه نمی روی؟» گفته بود: «از شیطان میترسم؛ میترسم اشکهای مادرم را ببینم و دل نگران شوم و از رفتن خودداری کنم.» به هر حال شب را آنجا مانده بود و فردا صبح به جبهه برگشت.
برچسب:
نویسنده: موزیک دان
تاريخ: پنجشنبه
31 شهريور
1401 ساعت: 11:17