احساس آدمهای بازنده رو دارم
کنکوری 404 ، بدون سهمیه منطقه یک از یک مدرسه عادی بودم
رتبه م 5 رقمی و معدل نهایی م 9 و خورده ای شد
پشت کنکور نموندم
دانشگاه رشته روانشناسی رفتم و ترم 2 بودم
احساس پوچی شدید دارم
از اینکه کنکورم و گند زدم و بدتر فرار کردم و فرصت تلاش به خودم ندادم
از اینکه شرایط پشت موندن داشتم و پشت نموندم
از اینکه ..
فکر اینکه با تلاش و جنگیدن به چی میرسیدم و نرسیدم
فکر اینکه چرا نجنگیدم مگه مهم تر از آینده هم هست؟
میخوام پشت بمونم
باید پلای پشت سرم و خراب کنم
از دانشگاه انصراف بدم
خانواده رو متقاعد کنم و مثل آدم بشینم بخونم
البته ترس هست
نا امیدی زیاد هست
ولی موندن توی این شرایط و ادامه دادن رشته ای که فکر کنی تهش هیچی نیست هم جهنمه
نمیدونم چی میخوام
هدف مشخصی ندارم
ولی اینو خوب میدونم
با توجه به خانواده م ، شرایطم ، سهمیه نداشتنم من محکومم به درس خوندن
تنها راه نجات من خودکشی ، ازدواج ، فرار از خونه نیست
فقط درس خوندنه
تمام کتابام حتی کتابای درسی م و فروختم و الان هیچی ندارم جز کتاب شیمی دوازدهم
با همینی که دارم شروع میکنم
از همین امروز
این تاپیک هم زدم برای گزارش کار
امیدوار نیستم اصلا
فقط خیلی زیاد واقع بین شدم
شاید شد گذشته رو جبران کرد
برای همون شاید
باید خیلی تلاش کنم
خیلی.
سیزدهم مرداد 1405
برچسب:
نویسنده: موزیک دان
تاريخ: چهارشنبه
14 مرداد
1405 ساعت: 16:45